خرید بک لینک
آفتاباز همان جای همیشگی طلوع می کردو هیولای روزمرگیدهانش را برای بلعیدن رویاهام باز کرده بود تو آمدی و چشم هایت جای آفتاب را گرفتندتنها تو می توانستی اینچنیندهان تاریک روزمرگی را ببندی."محسن حسینخانی"از کتاب در دست چاپ: کوه صدایم را پس نمی دهد / نشر مروارید نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر ۱۴۰۱ساعت 12:47 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 14:58

شاید یک روز یک نفر

یک جوری آدم را بخواهد

که خواستنش

به این راحتی ها تمام نشود …

"سیلویا پلات"

نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱ساعت 15:2 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 14:58

اگرچه گفتهانددهان تو را دوباره خواهیم بستاما نگرانِ سکوتِ من نباش،چشمهای دلواپسِ منباز با تو سخن خواهند گفت.اگرچه خواستهاندچشمهای مرا دوباره ببندنداما نگرانِ ندیدنِ دنیا نیستمدستهای خستهٔ منباز با تو سخن خواهند گفت.اگرچه آمدهانددستهای بستهٔ مرا خسته کردهانداما نگرانِ سر زدنِ سپیدهدم نباشنَفَسهای روشنِ منباز با تو سخن خواهند گفت.اگرچهگفتهخواستهو آمدهاند مرا برای همیشهبا خود بُردهانداما نگرانِ من نباشغیاب منتا اَبَدبا توسخن خواهد گفت.“سید علی صالحی"از کتاب: سرود روح بزرگ / انتشارات نگاه نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ساعت 8:41 توسط ...|

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 14:58

صفحه بندی